نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 گروه فیزیولوژی ورزش، دانشکدة علوم ورزشی دانشگاه اصفهان، اصفهان. ایران
2 گروه فیزیولوژی، دانشکدة پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان. ایران
چکیده
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
Background and Purpose: Diabetes mellitus is a common and lifelong health-threatening disease that affects vital organs such as the heart, kidneys, liver, and central and peripheral nervous systems by disrupting glucose metabolism and energy homeostasis. Exercise is one of the important interventions for reducing complications of diabetes, including cardiomyopathy, which produces different effects depending on the type of exercise program. In this study, we examined the effects of 8 weeks of high-intensity interval training on blood glucose, weight, and fibrosis indices in the heart tissue of diabetic rats.
Materials and Methods: Twenty-eight male Wistar rats (8-week-old) weighing approximately 200±50 grams were divided into four groups: 1) Control, 2) Exercise, 3) Diabetes, and 4) Diabetes + Exercise. Diabetic groups received a single dose of streptozotocin intraperitoneally. The exercise groups began progressive interval running on a treadmill at 85% of maximum speed for 8 weeks, so that the intensity of activity increased by 5% each week until the fifth week, while, the speed remained constant for the final 3 weeks. The duration of activity also increased from 38 minutes in the first week to 60 minutes in the eighth week. Active rest intervals between high-intensity exercise intervals were 1 minute and at a speed of 10 m/min. Fasting blood glucose and weight changes were recorded before diabetes induction, and 3, 5, and 8 weeks later. At the end of the training sessions, the expression of TGF-B1/SMAD-4 genes was evaluated using qRT-PCR by extracting heart tissue. One-way ANOVA was used to analyze the gene expression data, and the analysis of variance (4x4) design was used to examine the data for weight and blood glucose at . The level of significance was set at p≤0.05.
Results: The diabetic groups showed significant (p<0.05) increases in blood glucose and fibrotic gene expression compared to healthy groups. Additionally, the weight change pattern showed a decreasing trend compared to healthy groups and also compared to pre-disease conditions. In addition, exercise in diabetic rats caused significant improvement in blood glucose from the fifth week after the disease onset. Weight recovery was also observed in the Diabetes+Exercise group compared to the non-exercised diabetic group. Furthermore, expression of fibrotic genes TGF-β1/SMAD-4 was significantly (p<0.05) reduced in this group. However, there remained significant differences in the examined factors between healthy and diabetic groups (p≤0.05).
Conclusion: Although longer exercise duration would likely have greater effects on improving diabetes-related complications, 8 weeks of high-intensity interval training can be effective in improving cardiac fibrosis indices in diabetic rats and probably could improve disease-related disorders through controlling glucose metabolism and weight homeostasis.
کلیدواژهها [English]
مقدمه
دیابت قندی یکی از چالشهای مهم حوزة سلامت در این سالهاست که افزون بر تحمیل بار اقتصادی فراوان، منشأ بروز بسیاری بیماریهای سوختوسازی دیگر است و با کاهش کیفیت زندگی و طول عمر جوامع را تهدید میکند. سازمان بهداشت جهانی با توجه به آمار رو به افزایش بیماری دیابت در جهان آن را بهعنوان همهگیری نهفته گزارش کرده و پیشبینی شده است شمار مبتلایان به دیابت از 135 میلیون نفر در سال 1995 به 380 میلیون نفر در سال 2025 خواهد رسید (1). اختلال در سوختوساز گلوکز و انسولین، سوختوساز مواد مغذی، تعادل اکساینده و ضداکسایندهها، انباشت بنیانهای آزاد این بیماری را به خطر جدی تهدیدکنندۀ سلامت تبدیل کرده است (2). بیماری قلبی-عروقی عامل اصلی مرگومیر حاصل از دیابت است و نارسایی قلبی را که بهدنبال دیابت ایجاد میشود، کاردیومیوپاتی دیابتی (DCM)[1] میگویند (3). اختلالات سوختوسازی و هیپرگلیسمی در دیابت به عوارضی چون آپوپتوز میوکارد[2]، اختلال در عملکرد آندوتلیال و فشار اکسایشی در بافت قلب منجر میشود و در نهایت به DCM خواهد انجامید. همچنین قرار گرفتن درازمدت در معرض فشار اکسایشی سبب التهاب مزمن و فیبروز قلبی[3] میشود (4). فیبروز زمانی ایجاد میشود که عدم تعادل در رسوب و تخریب ماتریکس (مادة زمینه) خارجسلولی (ECM)[4] وجود داشته باشد. رسوب بیشازحد ECM به زخم و ضخیم شدن بافت آسیبدیده منجر میشود و با هومئوستاز بافت و اندام تداخل میکند (5). بسیاری از لیگاندهای تبدیلکنندۀ عامل رشد بتا محرک قوی رسوب ECM هستند و میل طبیعی به ECM دارند و یک مجموعة متمرکز از عوامل فیبروتیک را در محل آسیب ایجاد میکنند (6). افزایش فشار اکسایشی ناشی از دیابت سبب فعالسازی عامل رشد تغییردهندة بتا (TGFB)[5] وابسته به گونههای فعال اکسیژن (ROS)[6] میشود و در وقوع کاردیومیوپاتی دیابتی (DCM)[7] بسیار مهم است (3). در واقع، TGF-B1، یکی از ایزوفرمهای عوامل رشدی است که بهدنبال نارسایی قلبی در میوکارد بیان شده و موجب سختی و سفتی میوکارد، اختلال عملکرد دیاستول، آپوپتوز، القای رسوب کلاژن از طریق فیبروبلاستها و نارسایی قلب میشود (6). فعالیتهای فیبروتیک TGF-B1 از طریق فسفوریلاسیون ایزوفرمهای SMAD، راهاندازی میشود. اتصال TGF-B1 به ژن پاییندست آن SMAD-4 بهطور چشمگیری در افراد چاق و دیابتی به سکتههای قلبی-عروقی و مرگومیر منجر میشود (7). با افزایش پیامرسانی ناشی از اتصال TGF-B1 بهSMAD-4 پروتئینهای ماتریکس خارجسلولی مانند فیبرونکتین I انباشت مییابند و مسیر اندوتلین I و آنژیوناتسین II به تولید کلاژن منجر میشود، در نتیجه تخریب بازگشتناپذیر ناشی از فیبروز بافتی ایجاد میشود (2). همچنین یافتهها نشان میدهد افزایش TGF-B1 سبب مقاومت به انسولین میشود و سطوح گلوکز خون ناشتا را افزایش میدهد. در بیماری دیابت، همبستگی بین عدم تحمل گلوکز با افزایش بیان TGF-B1 در بافتهای مختلف از جمله کلیه، کبد، قلب و بخشهایی از مغز گزارش شده است (8)، با این همه سازوکارهای پیچیدهای در بروز این اختلالات مؤثر است که باید بررسی شود.
ورزش یکی از روشهای کمکدرمانی مهم برای کنترل چاقی و دیابت است. انقباض ماهیچههای اسکلتی طی ورزش با تولید گونههای آزاد اکسیژن و ایجاد تنش در رتیکولوم اندوپلاسمیک، سبب تحریک بیان آنزیمهای ضداکساینده، مهار آپوپتوز و تخریب سلولی میشود (9). شدت برنامة ورزشی در بروز پاسخهای التهابی بهطور چشمگیری اثرگذار است. لی[8] و همکاران (2007) گزارش کردند فعالیت ورزشی سنگین سبب افزایش بیان نشانگرهای التهابی مانند TGF-B1 در بافت قلب و سرم موشهای صحرایی میشود (10)، با این همه، فعالیتهای درازمدت با ایجاد سازگاری در کاهش بیان عوامل آپوپتیک مؤثر است (11). چنگجی[9] و همکاران (2019) اثر 60 دقیقه دویدن روی نوار گردان با شیب 10 درجه را در سرعت پایین (m/min 21) و بالا (m/min34) در قلب موشهای صحرایی مقایسه و گزارش کردند دویدن بهویژه با سرعت بالا سبب کاهش بیان عوامل آپوپتیک و فشار اکسایشی در قلب موشهای صحرایی نسبت به گروه دیابت بیتحرک میشود (9). هیو[10] و همکاران (2021) نشان دادند 12 هفته تمرین شنا در موشهای صحرایی سبب کاهش گلوکز خون سرم و کاهش بیان TGF-B1 در بافت قلب موشهای صحرایی میشود. بنابراین، کنترل بیان و فعالیت این عامل افزون بر بهبود سوختوساز گلوکز در کاهش اختلالات ناشی از نفروپاتی، نوروپاتی و کاردیومیوپاتی نیز میتواند مؤثر باشد.
یکی از سازوکارهای مقابله با افزایش پیامرسانی TGF-B/SMAD، بیشتنظیمی PGC-1α[11]، بهعنوان عاملی مؤثر در بیوژنز میتوکندریایی و هومئوستاز سلول است که بهخوبی تحت تأثیر برنامة ورزشی قرار دارد (7). بهطور جالب، گزارش شده است که ترکیب تمرین مقاومتی و هوازی در تحریک پیامهای مهار آپوپتوز مؤثرتر از سایر انواع تمرینی در تنظیم پاسخهای قلبی-عروقی مؤثر است، با این همه، تمرین تناوبی شدید مقاومتی[12] در مقایسه با تمرین تناوبی هوازی[13] میتواند سبب تحریک پاسخهای التهابی شود (5). با توجه به اهمیت کنترل و مهار پیامهای تحریککنندة فیبروز در اندامهای مختلف افراد مبتلا به دیابت، تنظیم شدت، مدت و طراحی برنامۀ تمرینی مناسب در نمونههای انسانی و حیوانی، بهعنوان یک روش غیردارویی و مؤثر، همواره مورد توجه است تا با کاهش چالشهای موجود در یافتهها، سبب بهبود اختلالات ناشی از این بیماری شود. به این ترتیب در این پژوهش اثر هشت هفته تمرین تناوبی با شدت بالا بر تغییرات گلوکز خون ناشتا و مسیر پیامرسانی TGF-B1/SMAD-4 در قلب موشهای صحرایی دیابتیشده با استرپتوزوسین ارزیابی میشود.
روش پژوهش
نمونههای پژوهش: پیش از آغاز مداخلة پژوهشی همة رتها بهمنظور ارزیابی آمادگی اولیه و آشنایی با نوار گردان، به مدت یک هفته روی نوار گردان با سرعت 10 متر/دقیقه به مدت 15 دقیقه دویدند تا موشهای صحرایی که نمیتوانند دوسوم جلویی نوار گردان را هنگام دویدن حفظ کنند و در یک دقیقه بیش از سه بار به انتهای نوار گردان و قسمت شوک الکتریکی میرسند، حذف شوند (13). هیچیک از نمونهها چنین شرایطی نداشتند، به این ترتیب، 28 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (هشتهفتهای) با وزن تقریبی 50±200 گرم از انستیتو پاستور ایران خریداری شد. موشها در لانة حیوانات علوم ورزشی دانشگاه اصفهان، در شرایط کنترلشدۀ نور (12 ساعت روشنایی/تاریکی)، دما 1±23 درجة سانتیگراد و رطوبت 50 درصد در قفسهای مخصوص و با دسترسی آزادانه به آب و غذای استاندارد نگهداری شدند. همة روشهای آزمایشی مطابق با شیوهنامههای ملی مراقبت از حیوانات آزمایشگاهی و کمیتة اخلاق دانشگاه اصفهان (IR.UI.REC.1403.038) انجام گرفت.
روش اجرای پژوهش: پیش از شروع مداخلة پژوهشی گلوکز خون ناشتا (FBG)[14]پس از 12 ساعت ناشتایی ارزیابی شد. به این منظور یک قطره خون، از طریق جراحت سطحی روی ورید دم توسط لانست و دستگاه گلوکومتر (روشه، آلمان)، گرفته شد و میزان گلوکز خون از طریق کیتهای گلوکومتر ثبت شد. در ادامه رتها به چهار گروه (7n=) تقسیم شدند: 1. کنترل-سالین (Con)، 2. ورزش-سالین (EXE)، 3. کنترل-دیابت (D) و 4. ورزش-دیابت (D+EXE). گروههای دیابتی پس از ۱۲ ساعت ناشتایی، نمونهها با تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین (STZ) (۵۰ میلیگرم/کیلوگرم وزن بدن، محلول در بافر سیترات سدیم با pH=4.5) تحریک شدند (14) و گروههای کنترل به روش مشابهی سالین دریافت کردند. سطوح FBG به روشی که ذکر شد 72 ساعت پس از تزریق STZ مجدد ارزیابی و القای مدل دیابت با سطوح گلوکز خون بالاتر از mg/dl 200 تأیید شد (15). این ارزیابی در تناوبهای سه، پنج و هشت هفته پس از تزریق STZ نیز انجام گرفت. در تناوبهای یادشده وزنکشی نیز از همة نمونهها انجام شد.
نخست موشهای صحرایی روی نوار گردان به مدت پنج دقیقه با سرعت شش متر/دقیقه گرم شدند. سپس برای تعیین سرعت بیشینه دویدن نمونهها، برنامهای اجرا شد که در آن سرعت بهصورت فزاینده و هر دو دقیقه یکبار به میزان دو متر در دقیقه افزایش یافت. شیب نوار گردان 10 درجه طی این مرحله حفظ شد تا زمانیکه نمونهها قادر به ادامة دویدن نباشند (13). سپس برنامة اصلی شامل هشت هفته تمرین (پنج جلسه در هفته) با شیب صفر درجه، به این ترتیب اجرا شد (16، 17): هفتة اول با 85 درصد سرعت بیشینه، به مدت دو دقیقه و شش تکرار، و هر هفته پنج درصد به این سرعت اضافه شد تا هفتة پنجم و در سه هفتة پایانی، برنامة تمرینی با مدت فزاینده و سرعت ثابت ادامه یافت (جدول 1). فاصلههای استراحت فعال یکدقیقهای و سرعت ۱۰ متر در دقیقه بین تناوبهای تمرین اجرا شد. مدت گرم کردن و سرد کردن در هر جلسه 10 دقیقه با سرعت 10 متر بر دقیقه بود.
جدول 1. طراحی تمرین تناوبی گروههای ورزشی
|
2/26 |
||
|
2/26 |
||
|
2/26 |
||
|
2/26 |
روشهای آزمایشگاهی: 72 ساعت پس از پایان آخرین جلسۀ ورزشی، نمونهها با تزریق درونصفاقی کلرال هیدرات چهار درصد به مقدار ۲۵ میلیلیتر بر کیلوگرم، بیهوش شدند (18)، سپس بافت قلب استخراج و تا جمعآوری همة نمونهها در دمای 80- درجه فریز شدند.
بافت قلب از طریق هموژنیزه کردن (rpm11000، 40 دقیقه) برای استخراج RNA آماده شد و بر پایة شیوهنامة کیت RNA-Plus (شرکت سیناژن)، جداسازی RNA انجام گرفت. بهمنظور پاکسازی محلول RNA استخراجشده، از هرگونه آلودگی به DNA و آنزیمهای مخرب RNA از کیت DNaseI(شرکت فرمنتاز آلمان) استفاده شد. از هر نمونه، به میزان سه میکروگرم mRNA برای ساخت نخستین رشتة cDNA با استفاده از کیت c سنتتاز شرکت فرمنتاز بهکار گرفته شد. پس از پایان واکنش چرخة آستانۀ CT برای هر نمونه مشخص شد و با استفاده از روش -∆∆CT2 سطح بیان mRNA ژنهای موردنظر نسبت به بیان ژن خانهدار (Gapdh) محاسبه شد.
تحلیل آماری: تجزیهوتحلیل آماری ژنهای موردنظر با استفاده از روش آنوای یکطرفه با آزمون تعقیبی توکی انجام شد و تغییرات گلوکز خون و وزن با استفاده از طرح تحلیل واریانس (چهار گروه) در (چهار نوبت اندازهگیری) از طریق نرمافزار SPSS-23 و در سطح معناداری 05/0P≤ بررسی شد.
جدول 2. توالی ژنهای موردنظر و ژن خانهدار
|
Gene names |
Forward sequences |
Reverse sequences |
|
TGF-β1 |
ATGTGCAGGATAATTGCTGCC |
TGGTGTTGTACAGGCTGAGG |
|
SMAD-4 |
TGGTGCGTGGTGGCATACTGG |
GACTCTTGTTGTCCGAATTGAGCT |
|
Gapdh |
TCAGGTCATCACTATCGGCAAT |
AAAGAAAGGGTGTAAAACGCA |
نتایج
همانطور که شکل 1 نشان میدهد، اختلاف معناداری بین گروهها در سطوح گلوکز خون ناشتا پیش از تحریک با STZ وجود ندارد (2/0=(27 ،3F( و 8/0P=). القای دیابت سبب افزایش معنادار FBG در هر دو گروه دیابتی نسبت به شرایط پایه و نسبت به گروههای سالم میشود (001/0 P<). با این همه، انجام هشت هفته تمرین تناوبی در گروه دیابتی، سبب کاهش معنادار گلوکز خون ناشتا از هفتة پنجم تا هشتم، نسبت به گروه دیابت کنترل میشود (001/0 P<). اما در اندازهگیریهای مربوط به دو هفته پس از القای دیابت این اختلاف وجود ندارد (05/0 P≤).
شکل 1. تغییرات گلوکز خون ناشتا در مراحل مختلف اندازهگیری. Pre: پیش از القای دیابت. After 2 W: دو هفته پس از القای دیابت. After 5 W: پنج هفته پس از القای دیابت. After 8 W: هشت هفته پس از القای دیابت. Con: گروه کنترل. Exe: گروه ورزش. D: گروه دیابت. D+Exe: گروه دیابت+تمرین. *: اختلاف معنادار با Con. #: اختلاف معنادار با D.
وزنکشی در زمانهای موردنظر نشان میدهد گروههای تحریکشده با STZ، در همة مراحل اندازهگیری روند کاهشی در مقایسه با دو گروه دیگر داشتند. با این همه، از هفتة دوم تا هشتم، کاهش معنادار وزن در گروه دیابت D نسبت به گروه D+Exe وجود دارد (001/0P<)، بهنحوی که در اندازهگیری هفته هشتم نسبت به هفتة دوم اختلاف بین این دو گروه بیشتر میشود (شکل 2).
شکل 2. تغییرات وزن در مراحل مختلف اندازهگیری. Pre: پیش از القای دیابت. After 2 W: دو هفته پس از القای دیابت. After 5 W: پنج هفته پس از القای دیابت. After 8 W: هشت هفته پس از القای دیابت. Con: گروه کنترل. Exe: گروه ورزش. D: گروه دیابت. D+Exe: گروه دیابت+تمرین. *: اختلاف معنادار با Con. #: اختلاف معنادار با D.
یافتههای شکل 3 الف نشان میدهد میانگین بیان ژن TGF-B1 در گروه دیابت نسبت به سایر گروهها بهطور معناداری بالاتر است. ورزش در گروه دیابت+ورزش سبب کاهش معنادار آن نسبت به گروه کنترل دیابت میشود، اما نسبت به سایر گروهها همچنان افزایش معنادار وجود دارد. افزون بر این، کمترین میزان بیان ژن TGF-B1 در موشهای صحرایی سالم که ورزش کردند (گروه EXE)، دیده شد (2/43=(27 ،3F( و (01/0P≤)). همچنین بر اساس شکل 3 ب، میانگین بیان ژن SMAD-4 در گروه دیابت (D) نسبت به سایر گروهها افزایش معنادار و در گروه ورزش (Exe) نسبت به سایر گروهها کاهش معنادار نشان میدهد (4/27=(27 ،3F( و (05/0P≤). ورزش در گروه دیابت+ورزش سبب کاهش بیان ژن SMAD-4 نسبت به گروه دیابت کنترل (D) میشود، بهطور جالب، بین گروه دیابت+ورزش و گروه کنترل (Con) اختلاف معنادار در بیان ژن SMAD-4 وجود ندارد.
|
الف |
|
ب |
شکل 3. تغییرات بیان ژن TGF-B1 و SMAD-4 در گروههای مورد بررسی. Con: گروه کنترل. Exe: گروه ورزش. D: گروه دیابت. D+EXE: گروه دیابت+ورزش. *: اختلاف معنادار با Con. #: اختلاف معنادار با D.
بحث و نتیجهگیری
در این پژوهش، نتایج اندازهگیریهای قند خون نشان داد که یک دوره تمرین HIIT سبب کاهش سطح گلوکز خون ناشتا در موشهای صحرایی میشود. یافتهها نشان میدهد تمرین تناوبی با شدت بالا در کاهش مقاومت به انسولین و افزایش پروتئین GLUT4 بهعنوان شاخص حساسیت به انسولین مؤثر است و به کاهش FBG، 48 تا 72 ساعت پس از ورزش منجر میشود (19). افزایش قند خون در الگوی القای دیابت قندی سبب کاهش در قدرت انقباضی، شلشدگی و همچنین افزایش سفتی بطن چپ میشود، تعادل پویای ساخت و تخریب کلاژن در ماتریکس خارج سلولی میوکارد را مختل میکند و به رسوب کلاژن نوع I و III منجر میشود (16). در پاسخ به تنش، فشار خون بالا، هایپرتروفی پاتولوژیک و آسیب میوکارد در نمونههای دیابتی، تخریب سلولهای قلب و اختلال در پتانسیل عمل سلولهای ضربانساز آغاز میشود، در نتیجه کاردیومیوپاتی بهعنوان یکی از مهمترین عارضههای همراه با دیابت ایجاد میشود (20). در واقع، هایپرگلیسمی درازمدت یکی از عوامل اصلی تشکیل ROS (گونههای فعال اکسیژن)، مقاومت به انسولین و اختلال در تنظیم کلسیم سیتوپلاسمی است که سلولهای عضلة قلب را مستعد مرگ سلولی میکند و در نهایت به تغییرات در انقباض ماهیچههای اسکلتی و نارسایی قلبی منجر میشود (9). با این همه، تمرین HIIT میتواند بهعنوان عامل مهمی در افزایش مرگ سلولی نیز عمل کند. در واقع، شدت بالای فعالیت در تمرین HIIT، شاید با تضعیف دستگاه دفاعی ضداکسایشی بدن، فشار اکسایشی و آسیب سلولی را افزایش دهد و پیامهای کاردیومیوپاتی را تقویت کند (21). این وضعیت میتواند ناشی از افزایش مصرف انرژی و اختلال در سوختوساز و سنتز ATP باشد، در نتیجه فسفوریلاسیون میتوکندریایی و اکسیژنرسانی به بافتها کاهش مییابد و آسیب اکسایشی تحریک میشود (22). بنابراین، تعیین شدت در تمرین تناوبی با شدت بالا موضوع چالشی مهمی است که در تحقیقات دیگر نیز باید بررسی شود.
در این پژوهش القای دیابت سبب کاهش وزن نمونهها نسبت به حالت پایه و همچنین نسبت به نمونههای سالم شد، با این همه تمرین HIIT در نمونههای دیابتی توانست کاهش وزن را تا اندازهای کنترل کند (شکل 3). در این زمینه، در برخی پژوهشها به اختلال سوختوساز گلوکز و افزایش انباشت بافت چربی، افزایش وزن را بهدنبال القای دیابت قندی اشاره شده است (5، 23)، با این همه، تزریق STZ، میتواند با افزایش مقاومت به انسولین، گلیکونئوژنز و لیپولیز را تحریک کند و به کاهش تودۀ ماهیچۀ اسکلتی، افزایش کاتابولیسم پروتئین و کاهش وزن منجر شود (24). افزایش گلوکوکورتیکوئیدها مانند هیدروکورتیزون و کاهش بیان نوروپپتیدهای اشتهاآور میتواند در کاهش وزن بدن و مصرف غذا در موشهای صحرایی دیابتی مؤثر باشد (25). اگرچه افزایش بیان TGF-B1 با تبدیل چربی سفید به قهوهای، افزایش بیوژنز میتوکندریایی و بهبود اکسایش اسیدهای چرب، بر نرخ سوختوساز تأثیر میگذارد و میتواند در کاهش وزن و بهبود تحمل گلوکز در القای دیابت قندی مؤثر باشد (26)، با این همه، پان[15] و همکاران (2023) نشان دادند بیشتنظیمی بیان این عامل با اختلال در سوختوساز انرژی و کاهش وزن همراه است. در واقع افزایش بیان TGF-B1 با افزایش التهاب در هیپوتالاموس، سبب اختلال در بیان عوامل تنظیمکنندۀ اشتها مانند لپتین میشود و از این طریق در رفتار خوردن اختلال ایجاد میکند. TGF-B1 همچنین میتواند با تحریک NF-kB مسیر پیامرسانی آپوپتوز و آتروفی ماهیچهای را تقویت کند (27). در این میان، روشهای درمانی و کمکدرمانی مانند ورزش میتوانند مسیرهای پروتئینسازی را بهبود بخشند و بهطور بالقوه (و نهفته) کاهش وزن را در نمونههای دیابتی مهار کنند. بهنظر میرسد افزایش حساسیت به انسولین، کاهش کاتابولیسم پروتئین و بهبود دستگاه دفاعی بدن و مهار پاسخهای التهابی، در بازیابی وزن موشهای صحرایی دیابتی بهدنبال ورزش مؤثر باشد (16).
در این پژوهش، نشانگرهای کلیدی در فعالسازی فیبروبلاستها و رسوب ECM در میوکارد رت های تحریکشده با STZ از طریق بیانTGF-β1 و واسطة حیاتی آن در پیامرسانی آپوپتیک، SMAD-4، بررسی شد. افزایش فعالیت مسیرهای پیشفیبروتیک از جمله آبشار TGF-B1/SMAD-4 در قلب موشهای صحرایی دیابتی (شکل 4)، میتواند ناشی از سطوح بالای گلوکز باشد که به نوبة خود موجب تکثیر و تمایز فیبروبلاستهای قلبی به میوفیبروبلاستها و در نتیجه ساخت کلاژن و سایر پروتئینهای ECM شود (28)، بهطوریکه سلولهای اندوتلیال به فیبروبلاستها تبدیل میشوند و فیبروز را تحریک میکنند (29، 30). تشکیل کمپلکس SMAD-4 با ایزوفرم های SMAD2 و SMAD3 سبب فسفریله شدن این پروتئین میشود که پس از اتصال به TGF-β1 سبب رونویسی از ژنهای مرتبط با فیبروز از جمله کلاژن و فیبرونکتین میشود. بهطوریکه مهار SMAD-4 در القای دیابت قندی موجب کاهش فیبروز شده که نشاندهندة اهمیت آن در مسیر آپوپتوز است (31). وانگ[16] و همکاران (2019) نشان دادند تمرین درازمدت با شدت متوسط، با کاهش فسفوریلاسیون ایزوفرمهای SMAD، افزایش ظرفیت ضداکساینده و تحریک عوامل مؤثر در بقای نورونی و عملکرد میتوکندریایی، با کاهش بیان TGF-β1 در کنترل مسیرهای محرک آپوپتوز و فیبروز اثرگذار است (32). کاهش فعالسازی مسیر پیامرسانی TGF-B1/SMAD در همة موشهای صحرایی دیابتی ناشی از تمرین HIIT نیز قبلاً گزارش شده است (11). ژانگ[17] و همکاران (2020) در بررسی تمرین HIIT در کبد موشهای صحرایی نشان دادند که این نوع تمرین، فسفوریلاسیون SMAD-4 را از طریق فعالسازی SMAD7 مهار میکند و با کاهش عوامل اکساینده در بهبود عوارض ناشی از هپاتوپاتی مؤثر است (33). با این همه، تنظیم شدت و مدت تمرین، همچنین شدت ابتلا به بیماری و زمان شروع به فعالیت ورزشی پس از ابتلا از عوامل مهم اثرگذار در نتایج هستند. یزدانی[18] و همکاران (2020) نشان دادند تمرین تناوبی با شدت 50 تا 60 درصد Vo2max در کاهش پیامهای فیبروتیک قلبی و کنترل گلوکز خون مؤثرتر از تمرین تناوبی با شدت بالا (90 تا 95 درصد Vo2max) است (34). SMAD-4 بهطور چشمگیری دریافت رژیم غذایی پرچرب در کنار تحریک با STZ عامل مهمی است که میتواند روی نتایج حاصل از ایجاد مدل دیابتی در نمونههای حیوانی اثرگذار باشد. همچنین ارزیابیهای انجامشده در این پژوهش در سطح mRNA است؛ پژوهشهای دیگری برای ارزیابی سایر عوامل مؤثر در مسیر فیبروز، تعیین بیان سطوح پروتئین و همچنین تحلیلهای بیوشیمیایی روی بافت میتواند اطلاعات دقیقتری را فراهم کند، از اینرو، تعمیم این یافتهها به بررسیهای انسانی نیازمند پژوهشهای بیشتر برای تأیید اثربخشی و ایمنی در بیماران دیابتی است. با این همه، در این پژوهش تمرین HIIT پتانسیل امیدوارکنندهای در تعدیل مسیر TGF-β1/SMAD-4 در بافت قلب و تنظیم گلوکز خون و وزن نمونههای دیابتی را نشان میدهد و انتظار میرود بهبود عملکرد قلبی و کاهش عوارض ناشی از کاردیومیوپاتی حاصل شود.
[1] Dilated cardiomyopathy
[2] Myocardial apoptosis
[3] Cardiac fibrosis
[4] Extracellular matrix
[5] Transforming growth factor beta
[6] Oxygen free radicals
[7] Diabetic cardiomyopathy
[8] Li
[9] Chengji
[10] Huo
[11] Peroxisome proliferator-activated receptor-gamma coactivator (PGC)-1alpha
[12] High-intensity resistance training (HIRT)
[13] High-intensity interval training (HIIT)
[14] Fasting Blood Glucose
[15] Pan
[16] Wang
[17] Zhang
[18] Yazdani